مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1028

طب اكبرى ( فارسى )

نهم ، آنكه از يك شبانه‌روز تجاوز نكنند مگر به‌ندرت و باشد كه به سه روز كشد . و چون ازين درگذرد ، حمى يوم نباشد بل انتقال نموده باشد به عفنى يا دقّى . و آنكه جالينوس گفته [ كه ] : « گاه باشد كه تا شش روز بماند و حمى يوم باشد فقط » ، خلاف اكثر محققان است . علاج حمّى يوم بر سبيل كلّى : بدان كه هيچ‌كس را از صاحبان اين تب ، غذا باز نگيرند مگر آن را كه سبب تب ، تخمه باشد . و غذا درين تب ، چيزى لطيف و سريع الهضم دهند . و آن را كه صفراوى مزاج بود يا در آغاز تب فراشا يافته باشد ، اگر هم اندر آغاز لقمه [ يى ] چند از نان خورانند در آب يا گلاب يا آب انارين تر كرده بهتر باشد . و آنجا كه سبب تب رياضت و تعب و گرسنگى باشد به آسايش و استطعام [ يعنى غذا خوردن ] توجه كنند . و آنچه از سدّه و بستگى مسامّ و كثافت بشره پديد آمده باشد ، رياضت معتدل و ماليدن به خرقه‌هاى درشت يا به دستهاى مختلف فرمايند پس به حمّام برند و غذا در وقت انحطاط تب دهند . و چون تشنه شود ، از آب سرد باز ندارند مگر آنكه در احشاء ضعفى بود و تب از برودت باشد كه در اين صورت ، آب اندك سرد از نوبت آخرتر [ يعنى بعد از نوبت تب ] بايد داد . در حمى ، هيچ‌يكى يكى از استفراغ نبايد كرد مگر سه كس را : اوّل آنكه تب او از سدّهء امتلا بود . ثانى ، آنكه تب از او كثافت بشره و بستگى مسام باشد و اندرون وى ممتلى بود . ثالث ، آنكه تب او از تخمه باشد . بدانند كه در آخر حمى يوم ، حمام بسيار سود دارد ؛ خاصه آنجا كه بستگى مسامّ و كثافت بشره سبب بود ؛ امّا خداوند زكّام را نشايد مگر آنگاه كه تب خفت گيرد و نزله نضج پذيرد . و ايضا صاحب تخمه را روا نباشد حمام تا كه به هضم نرسد طعام . و در جمله ، خداوند حمى يوم در هواى حمام نشايد كه بايستد ليكن در آب او چندانكه تواند ماند به غير تعب روا باشد ؛ مگر آن را كه تب او از كثافت بشره باشد كه او را در هواى گرمابه بسيار بودن و عرق آوردن نفع تمام دارد . [ 1345 ] قسم دوم : در علامات و معالجات حمى يوم بر سبيل تفصيل اين قسم ، مشتمل است بر چند نوع :